شمال
سلام به همه ي دوستاي خوبي كه ميان به اين وبلاگ ونظر ميدن
واي نميدونم اصلا بايد از كجا شروع كنم از جنگلاش بگم يا از بام سبزش![]()
بابا شمالو ميگم ديگه چه درختاي تمشكي داره اين شمال خودمون![]()
خييييييييلي دلم گرفته بود از وقتي كه از شمال برگشتم ديگه احساس دلتنگي نميكنم![]()
وقتي كنار دريا ميشستم و به صداي موجا گوش ميكردم مثل اين كه يكي داشت برام لالايي ميخوند![]()

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 9:27 توسط یه دختر............
|